رژیم آنلاین

جدیدترین مقالات

رژیم آنلاین

اضافه وزن

این مسأله پیشنهاد شده است که ترویج تغذیه با شیر مادر ممکن است یک راه مؤثر برای جلوگیری از گسترش چاقی می باشد.


معقولات بیولوژیکی
چندین مکانیزم بیولوژیکی ممکن برای اثر محافظتی تغذیه با شیر مادر در برابر اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شده اند. تفاوت در مصرف پروتئین و سوخت و ساز انرژی ممکن است یکی از مکانیزم های بیولوژیکی مرتبط با تغذیه با شیر مادر با چاقی در آینده می باشد. مصرف پروتئین کمتر و کاهش سوخت و ساز انرژی در میان نوزادان تغذیه شده با شیر مادر گزارش شده است.
Rolland Cachera و همکارانش مشاهده کردند که مصرف بالای انرژی در اوایل زندگی،  صرف نظر از نوع تغذیه، با افزایش ریسک چاقی در آینده مرتبط می باشد. احتمال دیگر این است که نوزادان تغذیه شده با شیر مادر و شیر فرمولی عکس العمل ها و پاسخ های مختلف هرمونی ای به غذا خوردن یا به تغذیه دارن، تغذیه فرمولی منجر به پاسخ انسلین بیشتر و در نتیجه رسوب چربی بیشتر و افزایش تعداد سلول های چربی می شود، در نهایت شواهد محدودی نشان می دهد که نوزادان تغذیه شده با شیر مادر به آسانی با غذاهای جدید مانند سبزیجات وقف پیدا می کنند، در نتیجه چگالی کالری رژیم های غذایی متعاقب آن ها کاهش می یابد.


مسائل خاص روش شناختی
مسائل عمومی روش شناختی مؤثر شده از مطالعات بر روی عواقب طولانی مدت تغذیه شده با شیر مادر در مقدمه مورد خطاب واقع شده، علاوه بر این، مسائل روش شناختی زیر باید به هنگام مطالعه بر روی اضافه وزن و چاقی به عنوان پیامد به حساب گرفته شوند.


تعریف اضافه وزن / چاقی
هرچند که معیارها و درصدهای مختلفی در تعریف چاقی استفاده می شود، نتایج مطالعات مشابه بوده است.
Arenz و همکارانش (107) هیچ تفاوتی در اثر میانگین در میان مطالعاتی که از صدک نودم، نود و پنجم یا نود و هفتم برای تعریف چاقی استفاده می کنند گزارش نکرده اند. بنابر این تفاوت در تعریف چاقی/ اضافه وزن نباید به عنوان یک نقص اصلی روش شناختی در این متاتحلیل ها در نظر گرفته شود. مقاطع تعریفی چاقی/ اضافه وزن باید از نظر استانداردهای جدید رشد WHO دوباره استاندارد شوند.


متوسط شاخص توده بدنی یا شیوع اضافه وزن/ چاقی
Grammer Strawn پیشنهاد کرد که تغذیه با شیر مادر ممکن است هم شیوع پائین تر چاقی/ اضافه وزن و هم با کم وزنی با زندگی آتی ارتباط داشته باشد با توجه به واریانس کوچک تر شاخص های مرتبط با وزن در افرادی که از شیر مادر تغذیه شده بودند. بنابر این متوسط شاخص توده بدنی بدون تغییر باقی خواهد ماند اما تغذیه با شیر مادر همچنان بر روی حد بالایی توزیع شاخص توده بدنی اثر دارد که همان شیوع اضافه وزن یا چاقی است.


بررسی اجمالی متاتحلیل های موجود
تأثیر محافظتی تغذیه با شیر مادر در برابر چاقی دوران کودکی در ابتدا توسط کرامر در سال 1981 پیشنهاد شد. اخیراً چندین مطالعه راجع به این موضوع منتشر شده است.ما چهار بررسی سیستماتیک راجع به ارتباط میان تغذیه با شیر مادر و اضافه وزن را شناسائی کردیم. در سال 2004، Arenz و همکارانش اولین کسانی بودند که یک بررسی سیستماتیک از شواهد مربوط به اثر محافظتی طول مدت تغذیه با شیر مادر در برابر چاقی دوران کودکی منتشر کردند. در متاتحلیل هایشان مطالعات باید شرایط زیر را تحقق می بخشیدند:
_ تحلیل ها باید برای حداقل سه عامل ممکن مداخله گر زیر تنظیم بشوند:
وزن تولد، ازافه وزن پدر و مادر، سیگار کشیدن والدین، عوامل رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و وضعیت اجتماعی اقتصادی
_ نسبت شانس یا خطرات نسبی باید گزارش می شدند.
_ سن در آخرین پیگیری باید بین 5 تا 18 سال می بود.
_ چاقی باید توسط درصدهای شاخص توده بدنی بالاتر از 90، 95 یا 97 درصد تعریف می شد.

فقط 9 مطالعه در این متاتحلیل ها گنجانده بودند. 19 تا واجد شرایط نبودند. دلایل اصلی برای محرومیت عدم گزارش برآوردهای تنظیم شده به اندازه کافی و اینکه تعریف چاقی با معیارهای مطالعه مطابقت نداشت.
دیگر نویسندگان (پائین را ببینید)، در پذیرش تعاریف مختلف اضافه وزن قابل انعطاف تر بودند و قادر بودند تا تعداد بیشتری از مطالعات را در متاتحلیل هایشان بگنجانند. تحلیل ها بر اساس ویژگی های مطالعه ای زیر رده بندی شده بودند:
نوع طراحی، سن گروه، تعریف تغذیه با شیر مادر، تعداد متغیرهای مشمول در تجزیه و تحلیل های چند متغیره و تعریف چاقی
مجموع نسبت شانس آن ها 78/0 (95%، CI: 0.71 to 0.85) بود و هیچ نشانه ای از ناهمگونی در میان 9 مطالعه وجود نداشت.


اثر محافظتی تغذیه با شیر مادر از ویژگی های مطالعه ای زیر مستقل بود:
طراحی مطالعه (گروهی یا مقطعی)، سن در ارزیابی چاقی (کمتر از 6 سال یا بیشتر از 6 سال)، تعریف تغذیه با شیر مادر (هیچگاه، همیشه یا دیگر تعاریف)، تعریف چاقی (صدک 95 یا 97). از سوی دیگر تأثیر محافظتی تغذیه با شیر مادر در مطالعاتی که برآوردهایشان را برای کمتر از 7 متغیر تنظیم کرده بودند کمی برجسته تر بود (نسبت شانس مخلوط 69/0، 95%، CI: 0.59 to 0.81)، در مقایسه با آن هایی که برای 7 متغیر یا بیشتر تنظیم شده بودند (نسبت شانس مخلوط 78/0، 95%، CI: 0.7 to 0.87)، نمودار Funnel به وضوح نامتقارن بود، با مطالعات کوچک رسیدگی به گزارش یک تأثیر محافظتی بزرگ از طول مدت شیردهی. این یک پیشنهاد قوی از تعصب انتشار است.
Owen و همکارانش دو متاتحلیل را منتشر کردند. در اولی مؤلفان برای بدست آوردن نسبت شانس از 28 مطالعه از 61 مطالعه که رابطه میان تغذیه با شیر مادر و چاقی را گزارش می دادند، مدیریت کردند. بر خلاف متاتحلیل های Arenz ، Owen و همکارانش مطالعاتی را در نظر گرفتند که فقط نسبت های شانس خام را تهیه کرده بودند و بر حسب تعریف چاقی انعطاف پذیر بودند.
تحلیل های متارگرسیون برای تحقیق و بررسی تفاوت ها در نسبت مجموع شانس بر اساس اندازه مطالعه ، سن گروه در اندازه گیری، سال تولد و نسبت ساییدگی، تعریف چاقی و طول مدت فراخوان برای کسب اطلاعات در مدت زمان تغذیه با شیر مادر، مورد استفاده قرار گرفتند.
مطالعات کوچک تمایل به گزارش اثرات محافظتی قوی تر تغذیه با شیر مادر (نسبت شانس مخلوط 43/0، 95%، CI: 0.33 to 0.55) نسبت به اطلاعات بزرگتر دارند (نسبت شانس مخلوط 88/0، 95%، CI: 0.86 to 0.9).
این اثر حفاظتی ممکن است به علت مداخله گری وضعیت اقتصادی اجتماعی و ترکیب بدنی پدر و مادر باشد. در کشورهای پیشرفته، زمانی که با شیر مادر تغذیه شده اند تمایل به جایگاه اجتماعی بالاتر دارند و ممکن است در نتیجه "آگاه بر تغذیه" تر شوند.


Owen و همکارانش، 6 مطالعه را که برای مداخله گرهای زیر تنظیم شده بودند شناسایی کردند:
وضعیت اجتماعی اقتصادی، BMI (شاخص توده بدنی) والدین و سیگار کشیدن مادر.
در این مطالعات، تنظیمات برای مداخله گرها نسبت مخلوط شانس را از 86/0 (95%، CI: 0.81 to 0.91)  تا 93/0 (95%، CI: 0.88 to 0.99)  کاهش داد. این مسأله پیشنهاد می دهد که حداقل بخشی از اثر تغذیه با شیر مادر روی ترکیب بدنی به علت مخدوش کننده های وضعیت اجتماعی اقتصادی و ترکیب بدنی والدین است و برآوردهای خام در متاتحلیل ها شامل نمی شوند. حتی پس از تنظیم وضعیت اجتماعی اقتصادی، امکان مداخله گر باقیمانده را نباید نادیده گرفت.
دیگر ویژگی های روش شناختی مطالعات، مانند تعریف چاقی و فراخوانی مادرانه طول مدت شیرخوارگی، به تفاوت ها در نتایج مطالعات بستگی ندارد. همان طور که در متاتحلیل های انجام شده توسط Arenz و همکارانش دیدیم، تعصب انتشارات با مطالعات کوچک که یک تأثیر محافظتی قوی از تغذیه با شیر مادر را گزارش می کردند مشهود بود.

گزارش انتخابی همچنین آشکار بود و مطالعاتی که موفق به گزارش نسبت شانس نشده بودند کمتر احتمال داشت که تغذیه با شیر مادر را با خطر ریسک ابتلا به چاقی مرتبط بدانند (1 از 35 مطالعه)، در مقایسه با مطالعاتی که نسبت های شانس را ارائه داده بودند (18 تا از 29 مطالعه). این تفاوت ها از نظر آماری معنی دار و قابل اهمیت بود (P<0.001).
با این حال، چون مطالعاتی که نسبت شانس را گزارش نداده اند، کمتر از آن هایی هستند که چنین اطلاعاتی را ارائه داده اند، Owen و همکارانش به این مسأله اشاره کرده اند که گنجاندن آن ها یک تأثیر کمینه بر روی نسبت شانس مخلوط خواهد داشت.
سومین متاتحلیل ها توسط Harder و همکارانش منتشر شده است. بر خلاف دیگر متاتحلیل ها، آن ها برای دسترسی به تأثیر طول مدت تغذیه با شیر مادر بر روی خطر ابتلا به چاقی تلاش داشته اند، در جستجوی ارتباط دو سویه ممکن.
14 مطالعه که نتایج را روی بیشتر از یک گروه از طول مدت شیرخوارگی ارائه داده اند، شناسایی شده اند و در متاتحلیل ها گنجانده شده اند. متاتحلیل های زیرگروه با توجه به تعریفی از چاقی و سن در ارزیابی خروجی انجام شده اند.
تصویر 2-3 نشان می دهد که نسبت شانس اضافه وزن داشتن به طور مداوم با افزایش طول مدت تغذیه با شیر مادر کاهش می یابد که پس از 9 ماه تغذیه با شیر مادر به یک سطح می رسد. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل روند توسط یک مدل تأثیر تصادفی نشان می دهد که هر ماه افزایش در طول مدت تغذیه با شیر مادر با 4% کاهش نسبت چاقی مرتبط است (96/0OR:، 95%، CI: 0.94 to 0.98).
از آن جا که متاتحلیل های منتشر شده قبلی (107،109،110) با اضافه وزن و چاقی به عنوان متغیرهای دوبخشی رفتار می کنند، Owen و همکارانش یک متاتحلیل چهارم را برای ارزیابی اثر تغذیه با شیر مادر روی متوسط شاخص توده بدنی ترتیب دادند.
مؤلفان 70 مطالعه شناسایی شده برای فراهم کردن اطلاعات راجع به تفاوت میانگین در شاخص توده بدنی (BMI) بر اساس طول مدت زمان تغذیه با شیر مادر مورد سؤال واقع شدند. این برآوردها برای مداخله گرهای سن، وضعیت اجتماعی اقتصادی، شاخص توده بدنی مادر (BMI) و سیگار کشیدن مادر در زمان بارداری تنظیم شده اند.
در مدل اثرات ساده که 36 مطالعه را دربر می گرفت، افراد تغذیه شده با شیر مادر متوسط BMI کمتری را داشتند (اختلاف میانگین 04/0-، 95%، CI: -0.05 to -0.02).
به رغم تلاش هایی برای جلوگیری از تعصب انتشار، اختلاف میانگین در مطالعات کوچکتر، بیشتر بود (اختلاف میانگین 12/0-، 95%، CI:- 0.29 to 0.04) در مقایسه با مطالعات بزرگتر (اختلاف میانگین 03/0-، 95%، CI: -0.04 to -0.01).
با وجود درخواست مؤلفان، فقط 11 مطالعه برآوردهایی را ارائه دادند که برای سن، وضعیت اجتماعی اقتصادی، وضعیت مادر و شاخص توده بدنی تعریف شده بودند. در میان این مطالعات، تفاوت میانگین خام با مقدار 12/0- (95%، CI: -0.16 to -0.08) در تحلیل های تنظیم شده ظاهر شد (اختلاف میانگین 01/0-، 95%،  CI: -0.05 to 0.03). این نتیجه اهمیت کنترل مداخله گر وضعیت اجتماعی اقتصادی و شاخص توده بدنی مادر را به هنگام ارزیابی تأثیر بلند مدت طول مدت تغذیه با شیر مادر بر روی ترکیب بدنی را تقویت می کند.

به روز رسانی متاتحلیل های موجود
یک متاتحلیل جدید شامل مطالعات منتشر شده اخیر که در بالا منتشر شد انجام شده است. همه مقالات موجود در متاتحلیل های منتشر شده و آن هایی که توسط دو تحقیق مستقل WHO و دانشگاه پیلوتاس شناسایی شده اند.
ممکن بود که 33 مطالعه با 39 ارزیابی از اثرات تغذیه با شیر مادر بر روی میزان شیوع اضافه وزن/ چاقی وجود داشته باشند. Forest پلات نشان می دهد که نتایج به وضوح ناهمگن هستند. در این مدل تأثیر تصادفی که همه مطالعات را شامل می شد، افراد تغذیه شده با شیر مادر کمتر احتمال داشت که به عنوان افراد اضافه وزنی یا چاق در نظر گرفته شوند و جمع نسبت 78/0 بود (95%، CI: 0.72 to 0.84).

نتیجه گیری :
شواهد نشان می دهد که تغذیه با شیر مادر ممکن است اثر محافظتی کمی در شیوع چاقی داشته باشد. با وجود شواهد تعصب انتشار ، یک تأثیر محافظتی تغذیه با شیر مادر هنوز در میان مطالعات بزرگتر (بیش از 1500 شرکت کننده) مشاهده می شود که نشان می دهد که این ارتباط به علت تعصب انتشار نمی باشد. با توجه به این مخدوش کننده ها (موارد نقض) مطالعاتی که برای وضعیت اجتماعی و اقتصادی و بدنسنجی والدین کنترل شده اند همچنین گزارش می دهند که با شیوع پائین تری از چاقی مرتبط است. این تأثیر به نظر می رسد که بر خلاف چاقی نسبت به اضافه وزن مهم تر است . از آنجا که اکثریت بزرگی از مطالعات منتشر شده در غرب اروپا و شمال آمریکا صورت گرفته بودن، ما قادر نیستیم که ارزیابی کنیم که آیا این ارتباط در سطوح پائین و متوسط درآمدی وجود دارد یا نه.   

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید